درد مردم ایران را هیچ کسی باور نمی کند حتی خودشان! |
| كاش مي دانست در خزاني كه از اين باغ گذشت سبزه ها باز چرا زرد شدند خيل خاكستري لك لك ها در افق هاي مسي رنگ غروب تا كجا هاي كجا كوچيدند كاش مي فهميدي زندگي محبس بي ديواريست و تو محكوم به حبس ابدي و عدالت ستم معتدليست كه درون رگ قانون جاريست كاش مي فهميدي زندگي آش دهن سوزي نيست عشق بازار متاع خاميست آرزو گور جوانمردان است مرده از زنده هميشه هر گاه در جهان بيشتر است | |||||
دل هر کس که حسینی است ز خود بی خبر است
کشته عشق حسین از همه کس زنده تر است

واي ، باران
باران ؛
شيشه ي پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربي رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
مي پرد مرغ نگاهم تا دور
واي ، باران
باران ؛
پر مرغان نگاهم را شست
۱۳۹۰.۰۹۰۴
| بازهم جمعه ! و باردیگر غم، قلب مرا فراگرفت ! و چشمانم را اشک حسرت سیراب کرد! و باردیگر غفلت دلم را سرزنش نمود! ما برای شما بهترازاین نمیشویم ! شاید که لایق وصل تو شویم آقا جان حلالم کن ! که با شما یار نبودم آقاجان حلالم کن که طوفان غفلت زدگی دل و یادم را از شما ربود ! اعمالم برای شما دراین هفته چیزی جز شرمندگی نبود آقا! حلال کن آقا! حلال کن آقا! اللهم عجل ولیک الفرج | |||||
| به پایان شد حدیث دل زبس گفتیم و نشنیدی سر آمد رشته ی الفت زبس بستیم و بگسستی دلم امشب برای خنده هایت تنگ تنگ است فقط در دست های گرم تو مردن قشنگ است | |||||
| اولین دانشجوی سیگاری از تحصیل محروم شد جامعه > سلامت - خبر جالبی بود حکم محرومیت اولین دانشجوی سیگاری که در یکی از دانشگاه علوم پزشکی تحصیل می کرد برای محرومیت از تحصیل صادر شد. دکتر وحید صرامی دبیر شورای مرکزی انضباطی وزارت بهداشت می گوید که در شیوه نامه اجرایی مسائل انضباطی، برخورد با مصرف دخانیات در سطح دانشگاهها، مراکز آموزشی، خوابگاه جزء بند تخلفات اخلاقی است و بر اساس بند یک تا 12 با دانشجو برخورد می شود. گویا بندهای یک تا 12 از اخطار شفاهی تا محرومیت از تحصیل را برای فرد خاطی در بر می گیرد. صرامی به صدور اولین حکم محرومیت از تحصیل دو ترم تحصیلی برای یک دانشجوی سیگاری اشاره می کند و می گوید که این فرد تنها به دلیل این تخلف به کمیته انضباطی نرفته بلکه مشکلات دیگری از جمله سوء مصرف مواد نیز داشته است که در نهایت به منع موقت از تحصیل به مدت دو نیم سال محکوم شد. دبیر شورای مرکزی انضباطی وزارت بهداشت تاکید کرد: هیچ دانشجویی با اولین تخلف دچار محرومیت از تحصیل نمی شود بلکه شیوه انضباطی دانشگاهها این است که ابتدا مسئولان حوزه های دانشجویی و خوابگاهی به صورت دوستانه به دانشجویان تذکر می دهند و پس از آن احضار شفاهی، بعد از آن تعهد و در نهایت با طمانینه سعی می شود که در آخرین مرحله با فرد خاطی برخورد شود البته پیش از این مرضیه وحیددستجردی گفته بود که دانشجویان پزشکی سیگاری برای دو ترم از تحصیل محروم می شوند. او گفته بود که این آیین نامه حدود شش ماه گذشته ابلاغ شده است و یک ماده از آن ممنوعیت استعمال دخانیات در دانشگاههای علوم پزشکی و محرومیت از تحصیل دانشجویانی که به استعمال دخانیات مبادرت میورزد، است. این محرومیت همیشگی نیست و ممکن است به مدت یک یا دو ترم باشد چرا که دانشجویان پزشکی باید سرلوحه سلامت باشند. | |||||
اذیت میکنه ولی تشنگیشم عشقه
گفتم که اتش میکشدم در تب صحرا
گفتی که مجوی آب و اتش باش سراپا
گفتم که نشانم بده گر چشمه ای آنجاست
گفتی چوشدی تشنه ترین قلب تو دریاست
گفتم که در این راه کو نقطه آغاز
گفتی که تویی تو خود پاسخ این راز
فرجتم مال اوناس که با اسم تو - صدتا مثل منو میخرن و میفروشن
ما که جد در جد توو سری خورده ایم - توو اخبار زنده و توو آمار مرده ایم
وقتی دستت خالیه سر به راه - شیرمونو کشیدن مهدی کجایی ؟
شکم گرسنه که صداش در نمیاد - تو، تو چاهی و نمیدونی ما کجاییم ؟
فشار این تحریم آمریکایی - جز واسه کسی مثل من خدایی
همه چی بی هدفه جز یارانه ها - اونم هدفمند شده برا اقتضایی
که مغز امثال من نمیکشه - مغز ما کجا و دولت ولایی !
جون تو آقا خستم از زندگی - بگیر این جونو راحت شم خدایا
یه زمان واسه یه کسی ما مستضعفیم - وعده ی آب بر خون ی کذایی
یه زمان باید بجنگیم و بمیریم - الکی الکی کربلا ما می آییم
هشت سال سازندگی سر کاری - آقازاده های دبی و لندن و هاوایی
هشت سال گفت گفتمان و خندیدیم - 18 تیر و شهید دانشگاهی
خلیج و نفت توش که دیگه مال ما نیست - شدیم بچه ، بچه یتیم سر راهی
هر چی خاک قبر کوروش کبیر - عمر شما باشه آقا کی میایی ؟
غم داریم و پر بغضیم مهدی - تو نیستی یا چشاتو بستی مهدی ؟
غم داریم و پر بغضیم مهدی - تو نیستی یا چشاتو بستی مهدی ؟
... به هر حال پس از بر طرف شدن موانع خروج از کشور به قصد حج خود را آماده کرد و به عنوان یک مسلمان وصیت خود را نوشت. زمستان سال 1348« امروز دوشنبه سیزدهم بهمن ماه پس از یک هفته رنج بیهوده و دیدار چهره های بیهوده تر شخصیتهای مدرج، گذرنامه را گرفتم و برای چهارشنبه جا رزرو کردم که گفتند چهار بعد از ظهر در فرودگاه حاضر شوید که هشت بعد از ظهر احتمال پرواز هست (نشانه¬ای از تحمیل مدرنیزم قرن بیستم بر گروهی که به قرن بوق تعلق دارند).
گر چه هنوز تا مرز احتمالات ارضی و سماوی فراوان است اما به حکم ظاهر امور، عازم سفرم و به حکم شرع، در این سفر باید وصیت کنم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|